بر روي تو تا زلف پريشان تو ديدم
شادم كه به عشقت ز من آشفته تري هست
(هدايت طبرستاني)
+ نوشته شده در چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 13:2 توسط رها |
ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است
بنمای ز رخ پرده که محتاج نگاهیم
(؟)
+ نوشته شده در سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 20:33 توسط رها |
بیدارم از آن در شب هجر تو که ترسم
در خواب رود چشم و نیایی به خیالم (عبدالله الفت)
+ نوشته شده در سه شنبه 30 مرداد1386ساعت 12:2 توسط رها |
عهد همه بشکستم در مستی پیمانت
دامن مکش از دستم،دست من و دامانت (فروغی بسطامی)
+ نوشته شده در جمعه 26 مرداد1386ساعت 17:5 توسط رها |
لیلی و مجنون اگر می بود در دوران تو
این یکی حیران من می گشت و این حیران تو (هلالی جفتایی)
+ نوشته شده در جمعه 26 مرداد1386ساعت 17:3 توسط رها |
از زندگانیم گله دارد جوانیم
شرمنده ی جوانی از این زندگانیم (شهریار)
+ نوشته شده در جمعه 26 مرداد1386ساعت 16:58 توسط رها |
در خردی و جوانی، جهل و غرور و مستی
پیری رسید و ستی،پس کی خداپرستی (ژولیده نیشابوری)
+ نوشته شده در جمعه 26 مرداد1386ساعت 16:56 توسط رها |
من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم
ندارم شکوه از بیگانگان از خویش می ترسم (ژولیده نیشابوری)
+ نوشته شده در جمعه 26 مرداد1386ساعت 16:53 توسط رها |
چترهاتان را ببندید ای به ساحل مانده ها
شاید این باران که می بارد شما را تر کند (جلیل سفربیگی)
+ نوشته شده در جمعه 26 مرداد1386ساعت 16:50 توسط رها |